بابا طاهر عريان ، سيد على همدانى ، خواجه عبد الله انصارى

آئينه بينايان 93

مقامات عارفان ( آئينه بينايان ، اسرار النقطه ، آئين رهروان ) ( فارسى )

با ما بعد كه مىفرمايد و التّعلّق منّة قوله المقامات مكر و السّير بعد مكر بودن مقامات براى اين است كه شخص خود را صاحب مقامى بداند ، و به آن مقام مغرور گردد و طالب مقام اعلا و حقتعالى نشود و سير بعد و دورى است و اين براى اهل طلب است و مراد از سيرشان سير الى اللّه است كه سيرشان از نفس و قلب و عقل و روح است بسوى حق و اين در بعد است نسبت با سالك نه نسبت به حق و الحركات تجربة حركات سلوكيه طاعات و رياضات آزمايش نفوس است كه نفس در آزمايش خالص گردد از امّارگى و لوامگى يا حركات عوام بجهة تجربهء نيك و بد و نفع و ضرر است و كذا حركاتشان بسوى عمل تجربهء حق است و ظاهر ساختن عاصى و مطيع و تجربهء خلق است كه كدام عمل فايده بامور دنيا يا عقبى دارد « و التّعلّق منّة و تعلّق به حق كه ذكرش گذشت احسان و اكرام مخصوص است از حقتعالى . قوله المقامات لاهل العجز للتّعليل » يعنى مقاماتى كه براى اهل عجز است براى علت آوردنست يعنى بجهة علت پندار و هستى است چه ، در صبر و توكل و غيره اختيار و وجود باقى است و با اين علت از حق بازمانده‌اند « و امّا خواصّ الحقّ فمقامهم عند مليك مقتدر » و مقام خواص حق كه مقربانند در جايگاه صدق است در حضور پادشاه مقتدر كه اشاره به آيهء مباركه است و قول حضرت رسول صلى اللّه عليه و آله هم دليل است كه فرمود : « ابيت عند ربّى يطعمنى و يسقين » و أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ قوله قس « الدّخول فى المقامات به غير الأذن عمل السّرّاق » يعنى دخول در مقامات بدون اذن ، عمل سرقت و دزدىكنندگان است مراد از اذن در اينجا اهليّت و استحقاق آن مقام است ، كه از باطن هم تصديق كنند و الّا دخول محض ، بىاطمينان از خود و مقام خود ، مثل عهد بستن جناب شيخ اقطع ( قس ) كه تا ميوه خود از درخت نيفتد ، چيزى از آن نخورد و خود را صاحب رضا و تسليم و طاقت مىدانست ، عمل سرّاق راه حقيقت است فاذا اخذوا قطّع ايديهم پس وقتىكه گرفته شدند و بعهد وفا نتوانستند بريده گردد دستهاى ايشان ، ظاهرا مثل جناب شيخ يا باطنا كه از آن مقام كوتاه گردد و نمىرسد قوله رأيت هلاك المريدين فى السّير فى الجهل بالأحوال